![]() |
![]() |
|
|
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
عشـق یعنـی هـمون سـلام اول عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب عشق یعنی انفجار احساسات عشق یعنی کم کردن فاصله ها عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
کاش می شد غصه را زنجیر کرد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
خدایا:
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط سارا |
|
مصرف ويتامين ث به خاطر نقشى كه در رشد و سلامت بافت هاى بدن به خصوص در استخوان، دندان، لثه، رباط ها و رگ هاى خونى دارد و نيز نقشى كه در افزايش توانايى بدن در مقابله با عفونت ها و تنش ها و كمك به جذب راحت تر آهن غذا و پيشگيرى از كم خونى فقر آهن دارد و نيز نقش احتمالى آن در پيشگيرى از پيرى زودرس و سرطان، امروزه بيش از پيش مورد توجه پزشكان و عموم مردم قرار` گرفته است، بطورى كه برخى از متخصصين توصيه مى كنند مقدار توصيه شده مصرف آن بايد بيشتر از گذشته باشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط سارا |
|
تحقيقات جديد نشان مي دهد مصرف روزانه فرآورده هاي لبني کم چرب نظير شير ، ماست و پنير ، خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي و ديابت نوع ۲ را کاهش مي دهد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
زندگی را دوست دارم دوستان را هم دوست دارم گرچه من تنهای تنهام دوستی ها را دوست دارم تنهایی تقدیر من نیست ولی تنهایی را هم دوست دارم زیرا که هر انسانی در عمق تنهایی هایش امیدی به عشق دارد امید به عشق را دوست دارم زیرا امید به عشق از خود آن لذت بخش تر است در این دنیای وا نفسا تو را هم دوست دارم ای زیباترین وجود مخلوق اندیشه هایم انسان پا برجاست و استوار به اندیشه ای ناب و من در اندیشه هایم یار دلنوازی را می پرورانم از دیار آفتاب و من همواره در اندیش تسلیت !!! قلب صبورم !!! دیگه اون دوست نداره سهم اون یه عشق تازه !!! سهم تو طناب داره بسه اشکاتو نگه دار !!! غم تو یکی دو تا نیست پا نذار روی غرورت !!! جای اون به زیر پا نیست فرق دوست داشتن و عاشق بودن وقتی کسی را که عاشق اوهستيد می بینید تپش قلب شمازيادشده و هيجان زده ميشويد درحالي که وقتي کسي راکه دوست داريد مي بينيداحساس سروروشادماني به شما دست مي دهد وقتي به کسي که عاشقش هستيدنگاه مي کيندخجالت مي کشيد ولي وقتي فردي که دوستش داري را مي بينيد به اولبخند ميزنيد سرنوشت تصميم ميگيرد كه تو در زندگي با چه كسي ملاقات كني اما تنها قلب توست كه مي تواند تصميم بگيرد چه كسي در زندگي تو باقي ميماند دیشب با دنیا حرفم شد .پشتم را به آسمان کردم شانه هایم از سنگینی نگاه ماه و ستاره که از پشت ابر ها نگاه می کردند٬بی طاقت شدند نمی دانستم حرفم را باید بگویم یا اصلا چه بگویم......................................................................؟ بلبلان را آرزو جز گل وگلزار نيست .... دوستان را لذتي جزلذت ديدار نيست زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن! #####0>==<##### كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند، اما هيچکس فکر نکرد که من شايد يک گل کاشته باشم. عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم . بغض بزرگترین نوع اعتراضه.اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه عشق مثل يک تبره که درست ميخوره وسط قلب ادم نه ميتوني درش بياري نه ميتوني بزاري بمونه.اگه درش بياري ميميري اگه بزاري بمونه بازم ميميري. من سکوت خويش را گم کرده ام لاجرم در اين هياهو گم شدم من که خود افسانه مي پرداختم عاقبت افسانه مردم شدم. سکوتت را بشکن شايد فردايي نباشد شايد فردايي نباشد تا تو خواستن را فرياد کني اگه دنيا براي تو معني ومفهومي نداره. کمي تامل کن .شايد تو خود دنياي کس ديگري باشي
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط سارا |
|
|
هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که:خدا هنوز از انسان ناامید نیست
تنها مقصود در زندگي عشق ورزيدن به يكديگر است اگر از عهده اين كار بر نمي آييم حداقل بكوشيم تا يكديگر را نيازاريم
بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد...به هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد ومی گذرد
برو سر ميکروسکوپ ... رفتي؟ ... چي مي بيني؟ ... يه ذره کوچيک؟ ... ميدوني چيه؟؟؟ ... آره؟؟؟ ... يه کم فکر کن ... اون دل منه که برات يک ذره شده فرشته ها وجود دارند اما چون بعضی وقتها بال ندارن ما بهشون میگیم دوست!
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است-
دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نيست. من به تو جان مي سپارم دل که قابل دار نيست براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت اورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق
اگر شكلات بودي شيرين ترين بودي ، اگر عروسك بودي بغلي ترين بودي ، اگر ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني عزيز تريني. به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوت می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه! اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است
عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی محدودی آن را دیده اند.
عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز ميش دوست داشتم در اين دنيا هيچ ارزويي نداشتم ولي افسوس که اين خود يک ارزوست
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه
عشق نخستين اميد آخرين بود پيام ما نه لبخندي ونه اشكي هم چنان كه با يكديگربه سخن درآمديم گفتني ها را همه گفته يافتيم چندان كه ديگر هيچ چيزناگفته نمانده بود بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست عشق مثل قمار می مونه، دل نداری بازی نکن
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی @} آدمي اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودي موفق ميگردد ولي او مي خواهد خوشبخت تر از ديگران باشد و اين مشکل است زيرا او ديگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور ميکند به او بگوييد دوستش دارم.به او که قلبش به وسعت درياست که قايق کوچک دل من در آن قرق شده به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد وچشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي روشن
خيال مي کردي قلب من تاب شکستن را نداره* منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره * مرام من توي عاشقي يک دلي و صداقته * وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته فرياد بزن نام مرا که با رعد صدايت هواي دلم باراني شود ! آنگاه که هواي اين دل باراني شد بيا در زير بارانش ! حس کن گرمي قطره هاي باران را در قلبم ، که براي تو مي بارد !
اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن توي سرش جوون بايد به خودش تكيه كنه
به سنگ ها گفتند لحظه اي انسان باشيد. سنگها گفتند هنوز به قدر كفايت سخت نشده ایم
چه شریف است دل غمگینی که اندوهش مانع از آن نمیشود که با دلهای شاد سرودی سر کند کسی را برای دوستی انتخاب کن که آنقدر بزرگ باشد که برای جا شدن در قلبش نیازی نباشد خودت را کوچک کنی ي ك نفر ... يك جايي.. تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر ميكنه احساس ميكنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ... يك جايي...در حال فكر كردن به توست در وجودم چيزي هست كه تو را نجوا مي كند ... و تنها عشق مرا رها مي كند ... و نور آن نگاهي ست كه تو به من روا مي كني ... پس عشق و نور را از من دريغ نكن و بر من بتاب كه بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعي ديگر برس
تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر
وقتي از همه جا نا اميد شدي برو توي کوه فرياد بزن که آيا هنوز اميد هست؟ آن موقع خواهي شنيد که هست هست هست... يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
هیچ وقت به کسی دل نبند چون این دنیا انقدر کوچیکه که دو تا دل کنار هم جا نمیشن اگه دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا انقدر بزرگه که دیگه نمیتونی پیداش کنی فرق دوست داشتن و عاشق بودن وقتی کسی را که عاشق اوهستيد می بینید تپش قلب شمازيادشده و هيجان زده ميشويد درحالي که وقتي کسي راکه دوست داريد مي بينيداحساس سروروشادماني به شما دست مي دهد وقتي به کسي که عاشقش هستيدنگاه مي کيندخجالت مي کشيد ولي وقتي فردي که دوستش داري را مي بينيد به اولبخند ميزنيد |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط سارا |
|
|
زان نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ
تا نیمه شب به یاد تو چشمم نخفته است ای مایه ی امید من . ای تکیه گاه دور هر گز مرنج از آن چه به شعرم نهفته است شاید نبوده . قدرت آنم که در سکوت احساس قلب کوچک خود را نهان کنم بگذار ترانه ی من راز گو شود بگذار آن چه را که نهفتم عیان کنم تا به گذشته می نگرم. عشق خویش را چون آفتاب گمشده می آورم به یاد می نالم از دلی که به خون غرقه گشته است این شعر . غیر رنجش یارم به من چه داد این درد را چگونه توانم نهان کنم آندم که قلبم به سختی از تو رمیده است این شعر ها که روح تو را رنج داده است فریاد های یک دل محنت کشیده است گفتم قفس . ولی چه بگویم که پیش از این آ گاهی از دورویی مردم مرا نبود دردا که این جهان فریبای نقش باز با جلوه و جلای خود آخر مرا ربود اکنون منم که خسته ز دام فریب و مکر بار دگر به کنج قفس رو نموده ام بگشای در که در همه دوران عمر خویش جز پشت میله های قفس خود نبوده ام پای مرا دوباره به زنجیر ها ببند تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند تا دست آهنین هوسهای رنگ رنگ بندی دگر دوباره به پایم نیفکند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروز ها . دیروزها!
دیدگانم همچو دالانهای تار
گونه هایم همچو مرمر های سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد
می خزند آرم روی دفترم
دستهایم فارغ از افسون شعر
یاد می آرم که در دستان من
روزگاری شعله می زد خون شعر
خاک می خواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند
بعد من ناگه به یک سو می روند
پرده های تیره ی دنیای من
چشم های ناشناسی می خزند
روی کاغد ها و دفتر های من
در اتاق کوچکم پا می نهند
بعد من . با یاد من بیگانه ای
در بر آیینه می ماند به جای
تار مویی . نقش دستی . شانه ای
می رهم از خویش و می مانم ز خویش
هر چه بر جا مانده ویران می شود
روح من چون بادبان قایقی
در افق ها دور وپنهان می شود
می شتابند از پی هم بی شکیب
روزها و هفته ها و ماه ها
چشم تو در انتظار نامه ای
خیره می ماند به چشم راه ها
لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامن گیر خاک
بی تو .دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسا نه های نام و ننگ
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط سارا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
حقيقت انسان به آنچه مي گويد نيست حقيقت انسان در آن چيزي پنهان است كه نمي تواند به كلمه تبديلش كند ! پس اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش كه به ناگفته هايش گوش بده
قبلا فکر مي کردم ؛ عاشق شدن يه هنره ؛ کار هر کسي نيست ؛ سخته! بعد فهميدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره ! ديدم اين عاشق ماندنه که کار هر کسي نيست ! اما حالا فهميدم اينکه : هميشه لياقت عشقت رو داشته باشي از همه اين چيزا سخت تره
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست/دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست /آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند/بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود زندگی جذبه دستی است که می چیند زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است زندگی بعد درخت است به چشم حشره زندگی تجربه شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست خبر رفتن موشک به فضا لمس تنهایی ماه فکر بوییدن گل در کره ای دیگر زندگی شستن یک بشقاب است زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است زندگی مجذور آینه است زند
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟ دست عشق از دامن دل دور باد! مي توان آيا به دل دستور داد؟ مي توان آيا به دريا حكم كرد كه دلت را يادي از ساحل مباد؟ موج را آياتوان فرمود: ايست باد رافرمود: بايد ايستاد؟ آنكه دستور زبان عشق را بي گزاره در نهاد ما نهاد خوب مي دانست تيغ تيز را در كف مستي نمي بايست داد قيصر امين پور اگه کسی رو دوست داشته باشی، نمی تونی توی چشم های اون زل بزنی... نمی تونی دوریش را تحمل کنی... نمی تونی بهش بگی که چقدر دوستش داری... نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ... واسه همینه که عاشق ها دیوونه میشن
مگه میشه گلهای سرخ بدون عشق شکفته شن ؟ مگه میشه قاصدکها بدون شوق تو رقص باد آشفته شن ؟ مگه میشه تو نباشی و من از عشق بخونم
عاجزترين مردم کسی است که از به دست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد : حضرت علي (ع)
تو راست مي گي يكي پينوكيو .. يكي تو مهربون |